دلم میخواد با یکی قهر کنم، نه اینکه قهر بمونما نه، آخه واقعا دلیلی برا قهر هم ندارم، شاید چون دلم میخواد بهونه ای باشه برا پرحرفی :)
+ چهارتا پست پیشنویس در عرض سه، چهار ساعت زیاده...
و ....
دلم یه آهنگ "سه بعدی" میخواد.
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
یه سوالی ذهنم رو درگیر کرده: چه چیز باعث میشه یکی که در حقتون بد بوده رو "ببخشین"؟؟ بد حالا به هر نحوی، مثلا: با حرف دلخورتون کرده، ضربه عمیق تر از حرف بهتون زده، دروغ گفته، دلتون رو شکسته، اذیتتون کرده هر چیزی.
اصلا تا حالا کسی رو از ته دل بخشیدین؟؟
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
دلم واسه سحرهای ماه رمضان تنگ شده، حتی اگه بعضی از روزهاش رو روزه نگیرم :)
الان: 4:12
اذان صبح
یه دل سیر همه رو دعا میکنم....
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
حس جالبی نیست که نود درصد از برنامه های زندگیم گره خورده (یا گره زدم) به یک چیز.
آخرین باری که برنامه متلب رو باز کردم یه ماه پیش بود، روبیک مدلسازی میکردم.
پیام داده: سلام بی وفا. :)
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
من حتی باج هم میگیرم.....
از داداشم.
حتی تا جایی که میشه سرم رو خم میکنم و سشوار هم میکشم تا بلندتر و پرپشت تر نشون بده، در واقع کلک هم میزنم.
+"عید همگی مبارک"
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
دیشب هم خسته بودم و کمی کسل، یه بالش آوردم گذاشتم زیر سرم و جلو بخاری دراز کشیدم، تو عالم خواب و بیداری بودم ولی چشمانم بسته بود. بابام اومد کنارم نشست و با دستش موهامو نوازش کرد و آروم به مامانم گفت: نگرانم که چرا دخترمون هنوز حس میکنه یه دختر بچه 14 ساله است. هزار جور دلیل میاوردن از اختلاف سنی ام با برادرا و خواهرم و ته تغاری بودن تا لوس بار اومدن و ...
نگران بود که این کودک درون نذاره من جوونی کنم، رو تصمیمات مهم زندگیم تاثیر بذاره.
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
بچه های دهه شصتی: معلم ها مکافتی داشتند تا فارسی حرف زدن رو به بچه ها یاد بدهند، بیشترشون در نوشتن انشا مشکل داشتند.
دهه هفتادی ها(من و هم سن هام): اینا متعادل بودن، قبل مدرسه هم فارسی رو خوب بلد بودن و هم ترکی رو.
دهه هشتادی و نودی: یکی از مشکلات معلم هاشون اینه که اکثر دانش آموزش ها زبان مادریشون رو بلد نیستن.
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
وسط شهر شربت نذری میدادند، تا دوتا خیابان همه جا پر شده بود از لیوان یک بار مصرف.
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
یک پست طولانی نوشتم و در نهایت موقع ذخیره و انتشار کامل پرید.
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی