خرید بک لینک

دلم میخواد با یکی قهر کنم، نه اینکه قهر بمونما نه، آخه واقعا دلیلی برا قهر هم ندارم، شاید چون دلم میخواد بهونه ای باشه برا پرحرفی :)


+ چهارتا پست پیشنویس در عرض سه، چهار ساعت زیاده...


و ....

دلم یه آهنگ "سه بعدی" میخواد.

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 16:00

یه سوالی ذهنم رو درگیر کرده: چه چیز باعث میشه یکی که در حقتون بد بوده رو "ببخشین"؟؟ بد حالا به هر نحوی، مثلا: با حرف دلخورتون کرده، ضربه عمیق تر از حرف بهتون زده، دروغ گفته، دلتون رو شکسته، اذیتتون کرده هر چیزی.

اصلا تا حالا کسی رو از ته دل بخشیدین؟؟

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 16:00

ترم های اول بود، زمانش دقیق یادم نیست، نشسته بودیم تو اتاق، گوشیش زنگ خورد، جواب داد، وسط مکالمه قطع شد. گفت: تو بودی چیکار میکردی؟؟ من: چی رو؟؟ تعریف کرد: همکلاسیم بود زنگ زد، در مورد کلاس و کنسل کردنش حرف میزدیم، یهو قطع کرد، پیام داد که خواهرم اوم

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 16:00

دلم واسه سحرهای ماه رمضان تنگ شده، حتی اگه بعضی از روزهاش رو روزه نگیرم :)

الان: 4:12

اذان صبح

یه دل سیر همه رو دعا میکنم....

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 16:00

حس جالبی نیست که نود درصد از برنامه های زندگیم گره خورده (یا گره زدم) به یک چیز.

آخرین باری که برنامه متلب رو باز کردم یه ماه پیش بود، روبیک مدلسازی میکردم.

پیام داده: سلام بی وفا. :)

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:29

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:29

من حتی باج هم میگیرم.....

از داداشم.

حتی تا جایی که میشه سرم رو خم میکنم و سشوار هم میکشم تا بلندتر و پرپشت تر نشون بده، در واقع کلک هم میزنم.


+"عید همگی مبارک"

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:23

"بسم الله الرّحمن الرّحیم" و اما بحث شیرینِ انتخابات, بله همونطوری که همه میدانیم جمعه هفته بعد هم از راه میرسه, رئیس جمهور هم انتخاب میشه و این فصل از داستان هم پایان مییابه تب و تاب الان هم در صندوقچه ها گذاشته میشه و تا چهار سال بعد درش قفل میشه.

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:23


"چند روزی هست وقت نکردم وبلاگ ها رو بخونم، ماشالا چقد هم ستاره پر نور دارم"

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:22

تقریبا سه روز پیش بود، کسی که انتظارش رو نداشتم با من تماس گرفت کمی حرف زدیم نمیدونم چی شد حرفاش بوی ماورای طبیعه و توهم گرفت، حوصله بحث کردن نداشتم قشنگ متوجه شد کمی علمی گونه موضوع دلخواهش رو پیش برد تا اینکه گفتم: میخوام بخوابم در جوابم گفت: یک خو

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:22

دیشب هم خسته بودم و کمی کسل، یه بالش آوردم گذاشتم زیر سرم و جلو بخاری دراز کشیدم، تو عالم خواب و بیداری بودم ولی چشمانم بسته بود. بابام اومد کنارم نشست و با دستش موهامو نوازش کرد و آروم به مامانم گفت: نگرانم که چرا دخترمون هنوز حس میکنه یه دختر بچه 14 ساله است. هزار جور دلیل میاوردن از اختلاف سنی ام با برادرا و خواهرم و ته تغاری بودن تا لوس بار اومدن و ...

نگران بود که این کودک درون نذاره من جوونی کنم، رو تصمیمات مهم زندگیم تاثیر بذاره.

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:22

بچه های دهه شصتی: معلم ها مکافتی داشتند تا فارسی حرف زدن رو به بچه ها یاد بدهند، بیشترشون در نوشتن انشا مشکل داشتند.

دهه هفتادی ها(من و هم سن هام): اینا متعادل بودن، قبل مدرسه هم فارسی رو خوب بلد بودن و هم ترکی رو.

دهه هشتادی و نودی: یکی از مشکلات معلم هاشون اینه که اکثر دانش آموزش ها زبان مادریشون رو بلد نیستن.


برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:22

1. تنها مسکن کاری تو آنتراکت بین درس سیستم 2. سمیه و من و بد گذشتنای خوابگاه 3. آزمایشگاه ریزپردازنده 4. پشت پرده سیر شدن دانشجویی

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:22

وسط شهر شربت نذری میدادند، تا دوتا خیابان همه جا پر شده بود از لیوان یک بار مصرف.

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:22

یه بار از بابام پرسیدم: چرا تمام 30 سال رو منطقه محروم موندی؟؟ گفت: من هیچ وقت به "معلم" بودن به چشم شغل نگاه نکردم، با خدا معامله کردم و هنوز هم سود معامله ام رو میبینم. و تنها ناراحتیش بابت این 30 ساله اینه که فقط 5 سالش رو رفته سر کلاس. اگر عاشق ا

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:22

1. من حرف هام رو به ساده ترین شکل ممکن بیان میکنم ولی این دلیلی بر ساده بودنم نیست. 2. بنظرم ضرورتی نداره زیاد از غصه هایم بنویسم پس این دلیلی بر بی درد بودنم نیست. 3. سرخوشی های کوچک ام را مینویسم و مطمئنا این نشان بر خلاصه شدنم در این حجم و ابعاد ن

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:22

یک هفته بود "اجتهادی" نامی دنبالم میگشت، از بچه های کلاس شنیده بودم، تا اینکه بعد از تمام شدن کلاس چهره ناآشنایی بهم سلام داد و گفت: بچه ها گفتن جزوه شما کامله و حتی توضیحات اضافه هم نوشتین، میشه وقت بذارین یکم بهم یاد بدین و جزوه اتونو بدید کپی کنم؟

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:22

هر سال اواسط اردیبهشت در مناطق عشایرنشین آذربایجان شرقی مسابقات اسب سواری برگزار میشه، امسال هم چندین کیلومتر رفتیم تا رسیدیم به محل مسابقه، صبح ساعت شش پر پا زدم و بار و بندیل رو جمع کردیم و زدیم به جاده. بیست و چهارمین دوره مسابقات بود، قبل از مساب

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:22

بعضی وقت ها مهران مدیری از مهمان هاش میپرسد: چند درصدی از زیباییتون رو بگیرن و در عوض به هوش یا موقعیتتان بیافزایند قبول میکنید؟؟ در این که این سوال تخیلی است و تحققش صفر درصد است شکی نیست ولی به واقع اگر همچین امکان و انتخابی وجود داشت چه میکردین؟؟ب

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:22

مردی مغرور و مهربان کسی که هر نفس اش بیمه زندگی من است. میدانید مردترین مردِ زندگی دخترها "پدر" است، حتی شاید یکی مثل من بیشتر از مادر دوستش داشته باشد. این مرد هم مانند همه آدم های کره زمین غصه میخورد، شاد میشود، حتی ناراحت میکند، فقط این موجود چون اسم "مرد" را به همراه دارد، با توجه به قانون نانوش

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: يکشنبه 3 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:06

دَرک وُ فَهمی اُولان اِنسان گَرَکدیر باروَر اُولسون حَقهَ عاشق اُولان اِنسان سُلوکَ سِیرَ بیر دُولسون فَناسیندا بَقا گُورسون خَبر توتسون اِصالَتدَن عِلم عُرفان حَیاتیندا جَهادیر بیر سَفر بیلسون قَدم قُویسون مِعراجینا قاناتلانسین مَلَکوتهَ مَلائکدَن فَراتَردیر اِنسانیَت خَبر سالسون عارف تقوا تَعهُد

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: يکشنبه 3 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:06

همکلاسی های دوران دبیرستانم گروهی در تلگرام تشکیل دادن، تابستان پارسال پیشنهاد عضویت دادن به من ولی باتوجه به حس مبهمی که داشتم رغبت خاصی نشان ندادم، تا اینکه چند وقت پیش مواجه شدم با این جمله "مهوش شما را به گروه اضافه کرد." نمیدونم این چند ساله چه اتفاقی افتاده ولی هر چی که هست باعث میشه نتونم با

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: يکشنبه 3 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:06

بهتره علاوه بر تراوشات ذهنی به تراوشات زبانی هم توجه کنیم، لحن حرف زدن، به کار بردن واژه های مناسب، بازی با کلمات و رقصاندن کلمات زیبا در کلام به شیوا بودن سخن می افزاید، مطمئنا گیرایی و ابهت حرف جذابتر میشود و صدالبته تاثیرگذاری به موقع و راحت صورت میگیرد. این موضوع ربطی به "محافظه کار" بودن ندارد،

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: يکشنبه 3 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:06

با هم حرف میزدن: _ سوال پرسید + جواب داد: آره عزیزم _ مرسی + اسمشو صدا زد _ بله؟؟ + جواب "عزیزم" شده "مرسی" و "بله" جایگزین "جانم" :||| _ خب؟؟ + هیچی هر دو به یک اندازه غم تو چشماشون بود، میشد بجای خاتمه دادن با "هیچی" با یه جمله دیگر ادامه داد تا مبهم پایان نیابه :) یا حتی میشد "مرسی" رو نگفت زودتر

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: يکشنبه 3 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:06

امروز در یک کانال تلگرام خواندم: انسان فقط با دو ترس از مادر متولد میشود: 1- ترس از ارتفاع 2- ترس از صدای بلند. باقی ترس ها توسط افراد، محیط و فرهنگ به فرد منتقل میشود. با این حساب من نتونستم با ترس های مادرزادیم مقابله کنم و همچنان همراهم هستن، در مقابل زیاد تحت تاثیر افراد و محیط دچار ترس نشدم. ب

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: يکشنبه 3 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:06

اکثریت از مسابقه عکاسی برگزار شده در وبلاگ آقای دکتر میم اطلاع داریم، قبلا هم لینک مربوط به پستشون رو اینجا قرار داده بودم. همان لحظه های اول مشتاق شدم و سه تا عکس فرستادم و بعدا متوجه شدم عکسا باید برای عید میبود که من نمیدونستم و بخاطر همین فکر کردم چون برای قبل عید هست تو مسابقه قرار نمیگیره، ولی

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: يکشنبه 3 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:06

هفته بعد کنکور ارشد برگزار میشه، طبق تصمیمی که گرفتم ترجیح میدم یه سال مثل یه بچه خوب بشینم بخونم ولی آزاد نرم، برا سراسری هم آماده نیستم. البته همه امیدوارم میکنن که با همین سطح هم میتونم. درسی که عاشقانه دوستش دارم وخوندنش ذهنم رو بازتر میکنه "مدار منطقی" هست، ولی ضریب آنچنانی نداره و برا ارشد بای

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: يکشنبه 3 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:06

یک پست طولانی نوشتم و در نهایت موقع ذخیره و انتشار کامل پرید.

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: يکشنبه 3 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:06

داشتم فکر میکردم و خودم رو جای مخاطب های این وبلاگ تصور میکردم، دنبال دلیل قانع کننده برای خواندن این وبلاگ میگشتم. اصلا برای خواندن وبلاگ دلیلی لازمه؟؟ * چطور میشه واقعا؟؟ دیروز در یک گروهی من و دوستم پریسا در مورد یک موضوع عمومی و علمی چت میکردیم، به تک تک حرف های هم جواب دادیم و همه کلمات رد و

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: يکشنبه 3 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:06

صفحه بندی